تبلیغات
دانشجویان برق 89 - عید همگی مبارک
 
سه شنبه 24 اسفند 1389 :: نویسنده : مدیریت وبلاگ
بوی باران بوی سبزه بوی خاک                شاخه های شسته،باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید                                    برگ های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد                                 نغمه و بانگ پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست                                  نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

دوستان عزیز عید نوروزو از طرف همه بچه ها به همه بجه ها تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی واسه همگی باشه.
 در ضمن چهارشنبه سوری هم ایشالا به همه خوش بگذره و مواظب خودتون باشید.

مدیریت وبلاگ

گفتم در آخر شاید بد نباشه که ما ارزش این نوروزمونم بدونیم و بدونیم این عید باستانی چه جایگاهی داره. بنابراین تصمیم گرفتم از خاطرات پسر دکتر حسابی از پدرش داستانی بذارم. فکر کنم اگه این داستانو بخونید شاید به گوشه ای از اون ارزش می رسید. مرسی از توجهتون. با آرزوی موفقیت واسه همه ایرانیا.

انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی
"یکی از خاطرات مهندس ایرج حسابی از دکتر حسابی"

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند..

...آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند.

دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال
نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.

به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.

برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."
آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:" وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم
معنی یک تمدن 10هزارساله چیست.ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی
از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند..به گفته ی ایشان همه در
آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند.




نوع مطلب : ورودی 89، 
برچسب ها :




دانشجویان برق 89
درباره وبلاگ

سلام به دانشجویان برق 89 دانشگاه صنعت آب و برق
این وبلاگ با همت و حمایت تمامی بچه های برق 89 ساخته شده و برای افزایش هرچه بیشتر همبستگی و صمیمیت موجود،پرداخته می شود.

با تشکر از یاری شما

مدیر وبلاگ : مدیریت وبلاگ
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :